

در چرا گاه
صدای نشخوار
شده موسیقی گرگ اندیشان
چه قدر نسبی هست
هر صدایی مه در عالم جاریست
...ای که داری تو دست گل چیدن
بشنو از من حدیث روئیدن
باید از اینکه بد کنی ترسی
جای ترسیدن از بدی دیدن
...بی کار مردم فقر بسیار است
ترسم بگویم شیخ ما هار است
کاری کند گویید چون شیطان
کار آفرین خلق بی کار است
...تندیس هزار چهره بر دوش شماست
تا حلقه ی شعر ترس در گوش شماست
آتشگه شرع روشن از شرک من است
شیرازه ی دین جویده ی موش شماست
...دریای دلم مدام اگر مد دارد
ماهی به جمال چون محمد دارد
...